محمد مهريار
513
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
يعنى جايى است كه آب آن شوينده و روان است . بايد دانست كه به اين صورت شو و شوار و شواز و شوان در اطراف كشور امكنهء بسيارى نامبردار مىباشد از آن جمله شو ( شهركرد ) ، شوار ( اهواز و بروجن ) ، شواز ( تفت و يزد ) و شوان ( آستارا ) و غيره و اين كثرت اتفاق نشان صحت استخراج معنايى است كه به عمل آوردهايم . چونكه همهجا بر آب روان « شو » اطلاق شده و محلهايى به آن نامبردار شده است . شوردز ( شهوردز ) a ( h ) vardez شوردز ( به فتح اول و ثانى ) ديهى است نزديك ديه دولاب از دهستان براآن اصفهان . رودخانهء زايندهرود در جنوب آن جارى است و اگرچه ديه بزرگى نيست ولى نام آن بزرگ است . در سرشمارى سال 1365 جزو روستاهاى جى به حساب آمده و آمار آن را 410 نفر نوشتهاند . دربارهء جامعهشناسى روستايى اين محل علاوه بر آنچه در مورد براآن و ساير ديههاى آن گفته شد نكتهء ديگرى نيست كه لازم به ذكر باشد . بنابراين به نام سنگين و فخيم آن مىپردازيم . واژهشناسى : با دقت در نام شوردز متوجه مىشويم كه اين واژه از سه جزء تركيب يافته است جزء اول « شه » با « شين » مفتوح و جزء دوم « ور » و سومين « دز » ( ش + ور + دز ) . اما جزء اول « شه » مخفف شاه است كه در بسيارى از كلمات فارسى تخفيف يافته و بهصورت « شه » در مىآيد مثل شهناز ، شهنواز ، شهراد و شهروا و امثال . در تلفظ و تداول عموم حرف « ها » هم تلفظ نمىشود و « شين » مفتوح در تلفظ به گوش مىرسد . بنابراين « ش » و « شه » به معنى شاه است . اما جزء دوم « ور » همان پسوندى است كه به صورت « وار » هم در بسيارى واژهها داريم مثل گوشوار ، گوشواره و در هر صورت « ور » تخفيف يافتهء همان پسوند « وار » است كه در معنى اتصاف و لياقت و نسبت به كار مىرود مثل پيشهور ، دانشور ، سرور و بهصورت « اور » هم تلفظ مىشود ، گنجور ، مزدور ، دستور ، رنجور و بسيارى ديگر از اين قبيل و به معنى ظرف هم مىآيد . بههرحال جزء اول اين معنى شاه و جزء دوم پسوندى است درست مثل « وار » به معنى شاهوار و جزء سوم از همان واژهء « دز » به معنى حصار و قلعه است و سه جزء بر روى هم به معنى « دژ شاهوار » و اين معنى هم فاخر است و هم سخت به دل مىنشيند . مىماند اينكه بدانيم چرا « دژى شاهوار » در اين ناحيه و به اين صورت حقير درآمده است . سابق به مناسبت گفتيم كه شرق اصفهان ، از اين پيش بسيار